تبليغاتX
شبهای شیراز

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

  ای بلبل اگر نالی من با تو هم اوازم

 

تو عشق گلی داری من عشق گل اندامی



87/12/08 |
 

ای دوست افسوس که دستهایمان همچون دلهایمان تنها و بی یاور است

روزي دروغ به حقيقت گفت :

مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد .

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد .

دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت .

از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ

در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

 

 

 

 

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست،بلکه نداشتن کسي است

که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزي

 

اگر من مردم مرا در تابوت سياهي بگذارند تا همگان بدانند سياهي روزگار را چشيده ام

چشمانم را باز گذاريدتا همگان بدانند چشم به راه او هستم

دستانم را باز گذاريد که همگان بدانند به آرزويم نرسيدم

تکه يخي برروي قبرم بگذاريد تا با اولين اشعه خورشيد آب شود

 و بجاي محبوبم بر سر قبرم گريه کند

 

وقتي گلدون خونمون شکست !!

 

پدرم گفت: قسمت اين بود...

 

مادرم گفت:هيف شد...

 

خواهرم گفت: قشنگ بود...

 

داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم......

 

اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود



87/12/08 |

 

اوی عزیزم مینا بنوش

دسمال هفت رنگ

چی تیات پیدا نداه

به ایل چهارلنگ

عاشقم دیونیم

بین بکشینم

بوندینم کد گل

هیچ مگشینم

ویدم بی که بینمت

دیدوم نبیدت

خاطر جا نگره

وندم ز دینت



87/12/08 |

بسم الله الرحمن الرحیم

لَعنِ عَلی عَدوّکَ یا عَلی!

همان طور که می دانید چند روزی است که از اتفاق جالب پرتاب کفش توسط خبرنگار عراقی «منتظر الزیدی» به سمت جرج بوش می گذرد، این اتفاق بازتاب گسترده ای در سراسر دنیا داشته است، و نقل محافل و مجالس شده است. به طوری که در سایت YouTube فیلم این حادثه تاکنون بیش از ۱۰ میلیون بار تماشا شده است؛ تعدادی از پایگاه های اینترنتی برای این اتفاق جالب بازی Flash طراحی کرده اند و …

به همین مناسبت و هم زمان با روز عید سعید غدیرخم تصمیم گرفتم تعدادی بازی و نیز فیلم این اتفاق را در سایت قرار دهم که می توانید این بازی های جالب و نیز فیلم این اتفاق را از پیوندهای زیر دریافت کنید:

 

بازی شماره ۱ —  بازی شماره ۲  —  فیلم پرتاب کفش به سمت جرج بوش

 



87/10/02 |
خسته از زندگی


87/10/01 |

شیراز

محله های معروف سعدی |پودنک |کوزه‌گری | شیشه‌گری|
شهرک ها

بهار | گلستان | صدا و سیما | نیروی انتظامی | صدرا | میانرود

محله‌های قدیمی

سنگ سیاه | بازار | دروازه سعدی | دروازه کازرون | دروازه شاهداعی الله | سر دزک | شاهزاده قاسم |

خیابان های معروف

بلوار ارم | بلوار پاسداران | بلوار ستارخان | بلوار چمران | بلوار نیایش | بلوار مطهری  | بلوارمعالی آباد  | بلوار فرهنگ شهر | خیابان زرگری | بلوار قدوسی | بلوار مهر | بلوار صنایع | خیابان ابریشمی | خیابان خاکشناسی | خیابان باغ ناری | خیابان ملاصدرا | خیابان چوگان | خیابان چوگیا | خیابان معدل | خیابان خلیلی | خیابان ولیعصر | کوچه نمازی | خیابان قم آباد | خیابان باغشاه | خیابان ساحلی | شیمی گیاه | خیابان باغ حوض | قم آباد | خیابان برق | خیابان اهلی شیرازی | خیابان داریوش | کل مشیر |

بیمارستان ها

بیمارستان نمازی | بیمارستان چمران | بیمارستان دستغیب | بیمارستان دنا | بیمارستان شهید بهشتی | بیمارستان سعدی | بیمارستان دکتر علوی | بیمارستان دکتر خدادوست | بیمارستان دکتر فقیهی 

ایستگاه های مترو
کاباره ها
باغ ها

باغ عفیف آباد | باغ دلگشا | باغ ارم | باغ جنت | باغ ملی |

دانشگاه ها

دانشگاه شیراز | دانشگاه صنعتی شیراز | دانشکده صنعتی مالک اشتر | دانشکده آزاد اسلامی شیراز | دانشکده پیام نور شیراز | دانشکده باهنر | دانشکده بعثت |

حوزه علمیه

دانشکده علوم قرآنی شیراز |

هتل ها

هتل هما | هتل پارس | هتل ارک |

رستوران ها

لوتوس | حمام وکیل | پاتریس | صوفی | پارسیان |

مسجد ها

شاهچراغ | مسجد امیرالمومنین | حسینیه ثارالله |

قهوه خانه ها

هخامنش |

فست فود ها

هات | چیلیز | پت و مت | هایدا | هایلار | پاپیون | نارون | پامچال | پیتزا پیتزا | دوریکا | آناهیتا | خورشید | امپراطور | ویمپی 110 |

کافی شاپ ها

قرار | سارا |

بازار

بازار وکیل | ستاره فارس |

استان فارس

استان فارس

مرکز شیراز
شهرستان‌ها

آباده | ارسنجان | استهبان | اقلید | بوانات | پاسارگاد | جهرم | خرم‌بید | داراب | زرین‌دشت | سپیدان | شیراز | فراشبند | فسا | فیروزآباد | قیر و کارزین | کازرون | لارستان | لامِرد | مرودشت | ممسنی | مهر | نیریز

شهرها

آباده طشک | آباده | اردکان | ارسنجان | اسير | اشکنان | اقلید | اهل | اوز | ایج | ایزدخواست | باب‌انار | بالاده | بنارویه | بهمن | بیرم | بیضا | جنت‌شهر | جهرم | جویم | حاجی‌آباد | خاوران | خرامه | خشت | خنج | خور | داراب | داریان | رونیز | زاهدشهر | زرقان | سده | سروستان | سعادت‌شهر | سوريان | سیدان | ششده | شهر پیر | شیراز | صغاد | صفاشهر | علامرودشت | فتح‌آباد | فراشبند | فسا | فیروزآباد | قائمیه | قادرآباد | قطب‌آباد | قیر و کارزین | کازرون | کامفیروز | کره‌ای | کنارتخته | کوار | گراش | گله‌دار | لار | لامرد | لپوئی | مرودشت | مشکان | مصیری | مُهر | میمند | نودان | نورآباد | نیریز | وراوی 

نقاط دیدنی

آرامگاه سعدی | ارگ کریمخانی | بازار وکیل | باغ ارم | باغ عفیف‌آباد  بند امیر | بیشاپور | پاسارگاد | تخت جمشید | تمب بت  | حافظیه | کاخ سروستان | کعبه زرتشت | مسجد وکیل | حمام وکیل | آتشکده کازرون | نارنجستان قوام | نقش رجب | نقش رستم | باغ دلگشا |

جاذبه های طبیعی

دریاچه پریشان | برم دلک | دریاچه نمک | کوه بمو |

ماد: هگمتانه (همدان)
هخامنشیان: شوش | پاسارگاد| شیراز
اشکانیان: دامغان | اشک‌آباد | تیسفون
ساسانیان: تیسفون | بیشابور |کازرون
طاهریان: بخارا | نیشابور | مرو
صفاریان: زرنج
سامانیان: بخارا
علویان: طبرستان
زیاریان: اصفهان
بوییان: همدان | ری | شیراز
غزنویان: غزنین
سلجوقیان: نیشابور | اصفهان
خوارزمشاهیان: سمرقند | گرگانج
ایلخانیان: مراغه | تبریز
تیموریان: سمرقند | هرات
صفویان: اردبیل | تبریز | قزوین | اصفهان | ساری
افشاریان: مشهد
زندیان: شیراز | کرمان
قاجاریان: ساری | تهران
پهلوی: تهران


86/03/29 |
شیراز پایتخت فرهنگی ایران و دومین شهر فرهنگی جهان است. [نیاز به ذکر منبع]
تصویر:Shirazmap.jpg
نقشه شیراز

شیراز مرکز استان فارس در جنوب غربی ایران است. این شهر همچنین مرکز شهرستان شیراز است. این شهر در ارتفاع ۱۴۸۶ متری از سطح دریا در دامنه‌های رشته‌کوه زاگرس و در فاصله‌ ۹۱۹ کیلومتری‌ جنوب تهران واقع‌ شده‌ است.

دروازه قرآن
دروازه قرآن

شیراز با جمعیت ۱٬۲۲۷٬۳۳۱ در سال ۱۳۸۵ ششمین شهر پرجمعیت ایران[۱] است. امروزه شیراز را قطب الکترونیک ایران می‌نامند. [نیاز به ذکر منبع]

شیراز آب‌ وهوای‌ نسبتاً معتدل‌ و فصولی‌ منظم‌ دارد. ناحیه‌ شیراز از زمان‌های‌ قدیم‌ دارای‌ اهمیت‌ و اعتبار بوده‌ و نام‌ آن‌ در الواح‌ عیلامی‌ مکشوف‌ در تخت‌ جمشید ذکر شده‌ است‌. آرامگاه‌ دو شاعر بزرگ‌ ایران، سعدی و حافظ، در این شهر است‌ و آرامگاه خواجو در کنار دروازه‌ قرآن جای‌ گرفته‌ است‌. شیراز ۴ پایانه مسافری برون‌شهری دارد که نزدیک به ابتدای ۴ محور اصلی خروجی شهر قرار دارند. پایانه شهید کاراندیش، پایانه شهید مدرس پایانه قصرالدشت و پایانه امیرکبیر. شیراز فرودگاهی داخلی و بین المللی در جنوب شرقی خود دارد.

مجتمع تفریحی تجاری ستاره فارس خیابان عفیف آباد
مجتمع تفریحی تجاری ستاره فارس خیابان عفیف آباد

شیرازی‌ ها دارای سه لهجه شیرازی می‌باشند .لهجه شیرازی میانه یا عامیانه و لهجه شیرازی پودنکی و لهجه شیرازی قصرالدشتی.

بارگاه شاهچراغ
بارگاه شاهچراغ

از آنجا که شیراز در سده‌های گذشته گذرگاه زوار به مشهد بوده‌است، محل دفن چندین و چند امام زاده از جمله احمد بن موسی (ع) شاهچراغ برادر تنی امام رضا (ع) و سید علاء الدین حسین (ع) آستانه و دارای بقعه‌های زیارتی و مقبره‌های زیادی می‌باشد. شهر شیراز از دوران باستان باغ‌های انگور فراوانی داشته که امروزه بیشتر این باغ‌ها به شمال غربی این شهر منحصر شده‌اند.

باغات قصرالدشت
باغات قصرالدشت

نام این باغات که یکی از مواهب شهر شیراز است قصردشت است که در قلب این شهر قرار داشته و در تعدیل هوای این شهر نقش بسزایی دارند. شیراز طبق گفته‌ها در آغاز، شهری با هسته میدانی که امروز ستاد نام دارد بوده و به مرور زمان با توجه به توسعه شهر چندین روستای شمال غربی مجاور از جمله قصر الدشت، تلخداشت، کشن، احمدآباد، و دینکان را در خود بلعیده است. برخی از جاهای دیدنی شهر شیراز که به ایرانگردان و جهانگردان ایرانی و خارجی توصیه می‌شود، عبارتند از:

نمای اصلی باغ ارم
نمای اصلی باغ ارم

باغ دلگشا، باغ ارم، نارنجستان قوام، باغ عفیف آباد، باغ زیبای جهان نما، حافظیه، سعدیه، ارگ کریم خان، آستانه، شاهچراغ، کوهپایه، دروازه قرآن، بازار وکیل، آرامگاه سیبویه، حمام وکیل، آرامگاه خواجوی کرمانی، بقعهٔ هفت تنان، بقعهٔ چهل تنان، موزهٔ پارس و ساعت گل.

بازار وکیل
بازار وکیل

[ویرایش] سوغات شیراز

سوغات عمده شیراز آبلیمو و آبغوره می‌باشد. شراب شیراز معروف است. همین طور بهار نارنج شیراز زبانزد خاص و عام است. همچنین شیرازی‌ها نوعی فالوده به همان نام فالوده شیرازی دارند که یکی از بهترین انواع فالوده در ایران است. از انواع دیگر صنایع دستی می‌توان به خاتم‌کاری، منبت‌کاری و قالی‌بافی اشاره کرد. خاتم این شهر معروف است. علاوه بر آن نوعی شیرینی بسیار لذیذ به نام نون یوخه نیز معروف است.

[ویرایش] تاریخچهٔ شیراز

در افسانه‌ها آمده‌است که شیراز فرزند تهمورث (از پادشاهان سلسله پیشدادیان) شهر شیراز را تأسیس کرد و نام خود را به آن بخشید. به روایتی دیگر، نام این دیار، «شهرراز» بوده که به اختصار شهراز و شیراز خوانده شده‌است. شیراز در دوره‌ای به انشان معروف بوده و شاه انشان (شاهنشاه) اعتباری برای حاکم شیراز بوده.

در حالی که بر اساس تحقیقات «تدسکو» شیراز به معنای مرکز انگور خوب است، «ابن حوقل»، جغرافیدان مسلمان قرن چهارم هجری، علت نام‌گذاری شیراز را شباهت این سرزمین به اندرون شیر می‌داند، چرا که به قول او عموماً خواربار نواحی دیگر به آنجا حمل می‌شد و از آنجا چیزی به جایی نمی‌بردند. بنا به نوشته کتاب «صورالاقالیم»، از جهت وجود دام‌های بسیار در دشت شیراز، آنجا را «شیرساز» نامیده‌اند و سرانجام به نقل از مردم عامیانه، شیراز از شی به معنای شیب و دراز به معنی طولانی ساخته شده است. در گذشته شیراز را شیدراز به معنای شیب بلند می‌خوانده‌اند. چون سطح این جلگه دارای شیب زیاد و طولانی است. حتی هم اکنون به محل‌های پایین شیراز، شی بازار یا شیب بازار می‌گویند. بنا بر یک نظر دیگر، شیراز از دو بخش «شی» و «راز» تشکیل شده و به معنای راز طولانی می‌باشد یا رازی که زمان آن را فاش خواهد کرد. عده‌ای بر این باورند که این راز همان معبد سلیمان است.

باری، بیش از هر چیز نام شیراز که واژه‌ای پارسی است، بهترین گواه بر این باور است که برخلاف پندار پاره‌ای از جغرافیدانان مسلمان، تأسیس این شهر به قرن‌ها قبل از ورود اسلام به ایران برمی‌گردد. شیراز، هم اکنون نیز در محل تقاطع مهم‌ترین راه‌های ارتباطی شمال به جنوب و شرق به غرب کشور قرار دارد و این موقعیت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا که در عهد هخامنشیان، شیراز بر سر راه شوش (پایتخت هخامنشی) به تخت جمشید و پاسارگاد واقع بوده و در عهد ساسانیان راه ارتباطی شهرهای بسیار مهمی چون بیشابور و گور با استخر از جلگه شیراز می‌گذشت. در نتیجه مسلم است که چنین محل حاصلخیز و خوش آب و هوایی که در تقاطع مسیرهای مهم قرار داشته، هرگز خالی از آبادی و سکنه نبوده‌است. وجود آثار قدیمی مانند قصر ابونصر در حوالی شیراز که قدمت آن به دوره اشکانیان می‌رسد و نقوش برجسته برم دلک، (در چند کیلومتری شرق قصر ابونصر) که از آثار دوره ساسانی (یا پیشدادیان) است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، کهندژ) در سمت شرق تنگ سعدی و چند نقش برجسته در دهکده گویم در چهار فرسنگی شمال غرب شیراز و همچنین پیدا شدن سکه‌هایی در ضمن حفاری‌های قصر ابونصر، که بر آنها با خط پهلوی نام شیراز نقش بسته‌است، جملگی بر وجود شهر یا بلوکی به نام شیراز، در همین محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.
مجتمع فرهنگی تجاری توریستی خلیج فارس
مجتمع فرهنگی تجاری توریستی خلیج فارس
علاوه بر آنچه گفته شد، کاوش‌های باستان شناسی در تخت جمشید، به سرپرستی کامرون در سال ۱۳۱۴ ه.ش، به پیدایش خشت نبشته‌هایی انجامید که بر روی چند فقره از آنها نام شیراز مشخص بود. به این ترتیب می‌توان احتمال داد این وادی که در عهد رونق تخت جمشید، آبادی کوچکی بیش نبوده، بعد از انهدام پایتخت هخامنشیان، از نو ساخته شده‌است.

در اشعاری از شاهنامه فردوسی به مناسبت‌هایی از شیراز یاد شده و نیز استخری در کتاب مسالک و ممالک که در نیمه اول قرن چهارم هجری تألیف شده، راجع به آثار و بقایای فرهنگی قبل از اسلام، در شیراز می‌گوید:

شیراز قلعه‌ای به نام شاه موبد دارد. وی همچنین از دو آتشکده به نام هایکارستان و هرمز در آن سرزمین یاد می‌کند.

در گفتار استخری شیراز سیزده ناحیه (طسوج) دارد که در هر کدام از آنها قراء و کشتزارهایی موجود است که متصل به هم قرار گرفته‌اند. همچنین نظر ابن بلخی که در روزگار ملوک فرس، شیراز ناحیتی بود و حصاری چند بر زمین، می‌تواند روشنگر قدمت شیراز، به عنوان یک سرزمین مسکون و آباد باشد. شیرازی‌ها بیشتر در غذاهایشان از گیاهان دارویی همچون آویشن، پودن، بانونه، سبزه و سیرموک استفاده می‌کنند. یکی از غذاهای خوشمزه شیرازی کلم پلو است. یکی دیگر از غذاهای معروف کوفته سبزی شیرازی است.

شهر باستانی شیراز در طی گذشت ایام به القاب گوناگونی شهرت داشته و از آن جمله دارالملک، دارالعلم و ملک سلیمان می‌باشد. اما شاید مشهورترین و قدیمی ترین لقب شیراز همان ملک سلیمان است و به این خاطر بر بسیاری از بناهای قدیمی شهر همچون عمارات باغ نظر، سردر بازار مشیر و نارنجستان قوام تصویرهایی از حضرت سلیمان نقش شده‌است که معمولاً وی را بر تختی نشسته و در وسط مجلس نشان می‌دهد و عده‌ای از وزرا و تعدادی از دیوها گوش به فرمان او در اطرفش ایستاده‌اند و تعدادی از حیوانات وحشی و اهلی نیز در بین گل‌ها و درختان و به دور حضرت سلیمان ترسیم شده‌اند. همچنین در بعضی کتب نقل شده‌است که در حدود قرن هفتم هجری عده‌ای از عرفا و زهاد از بغداد به طرف شیراز حرکت کرده‌اند تا مسجد سلیمان را زیارت کنند و زیارت آن را دارای ثواب‌های فراوان می‌دانسته‌اند.



86/03/29 |
شکایت

این روزا که شهر عشق خالی ترین شهر خداست

خنجر نامردمی حتی تو دست سایه هاست

وقتی که عاطفه رو می شه به آسونی خرید

معنی کلام عشق خالی تر از باد هواست


اما من که آخرین عاشق دنیام

ماهی مونده به خاک و اهل دریام

از همه دنیا برام یه چشمه مونده

چشمه ای به قیمت همه نفسهام


از همینه که همه عمرم و مدیون توام

تویی که عزیز تر از عمر دوباره ای برام

بی نیازی به تن قلندرم تنها لباسه

اما دستام به ضریح تو دخیل التماسه


خسته و زخمی دست آدمکهای بدم

پشت پا به رسم بی بنیاد این دنیا زدم

من برای گم شدن از خود غرق تو شدن

راه دور عشقم و پیمودم اینجا اومدم


بی نیازی به تن قلندرم تنها لباسه

اما دستام به ضریح تو دخیل التماسه
ستاره آی ستاره

ستاره آی ستاره چشام اشکی نداره

دیگه پیداش نمی شه نمی یادش دوباره

دیگه دوستم نداره من و تنها می زاره


آخه گوش کن ستاره آی ستاره

دل عاشق خریداری نداره


خدایا اون و با عشق و محبت آشنا کن

به درد این دل دیوونه من مبتلا کن

بیا بنشون گل مهر و وفا رو تو سینه ش

من و از دست دلتنگی و تنهایی رها کن


آخه گوش کن ستاره آی ستاره

دل عاشق خریداری نداره


اگه عشقی نباشه دلی رسوا نمی شه

دل پاک مثل شیشه دیگه پیدا نمی شه

دیگه دنیا ستاره برام دنیا نمی شه


آخه گوش کن ستاره آی ستاره

دل عاشق خریداری نداره
خوابم يا بيدارم


خوابم یا بیدارم تو با منی با من

همراه و هم سایه نزدیک تر از پیرهن

باور کنم یا نه هرم نفسها تو

ایثار تن سوزه نجیب دستاتو

خوابم یا بیدارم لمس تنت خواب نیست

این روشنی از توست بگو از آفتاب نیست

بگو که بیدارم بگو که رویا نیست

بگو که بعد از این جدایی با ما نیست

اگه این فقط یه خوابه تا ابد بزار بخوابم

بذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابم

بزار اون پرنده باشم که با تن زخمی اسیره

عاشق مرگه که شاید توی دست تو بمیره

خوابم یا بیدارم ای اومده از خواب

آغوشتو وا کن قلب من و دریاب

برای خواب من ای بهترین تعبیر

با من مدارا کن ای عشق دامن گیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم

پرنده ای زخمی اسیر بارونم

ای مثل من عاشق همتای من محجوب

بمون بمون با من ای بهترین ای خوب
باور كن


باور کن صدام و باور کن صدایی که تلخ و خستس

باور کن قلبم و باور کن قلبی که کوه اما شکستس

باور کن صدام و باور کن که ساقه نوازشه

باور کن چشم من و باور کن که یک قصیده خواهشه


وسوسه عاشق شدن التهاب لحظه هامه

حسرت فریاد کردن اسم کسی با صدامه

اسم تو هر اسمی که هست مثل غزل چه عاشقانست

پر وسوسه مثل سفر مثل غربت صادقانست


باور کن اسم من و باور کن من فصل بارون برگم

مطرود باغ و گل شبنم درختم درخت خشکی تو دست تگرگم

باور کن همیشه باور کن که من به عشق صادقم

باور کن حرف من و باور کن که من همیشه عاشقم
همسفر

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته

نبودنت فاجعه بودنت امنیته

تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی

که از قبیله من یه آسمون جدایی


اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی

توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی

پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی

قدر آغوش منی نه زیادی نه کمی


من و با خودت ببر ای تو تکیه گاه من

خوب مثل تن تو با تو همسفر شدن

من و با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی که هست تو بخوای من قانعم


ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه من

چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن

چه خوب مثل سایه همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن


چی می شد شعر سفر بیت آخری نداشت

عمر کوچ من و تو دم واپسین نداشت

آخر شعر سفر آخر عمر منه

لحظه مردن من لحظه رسیدنه
دریغ

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته

من و دریغ یک خوب به ویرونی کشونده

عزیزمه تا وقتی نفس تو سینه مونده

تو این تنهایی تلخ من و یک عالمه یاد

نشسته رو به رویم کسی که رفته بر باد

کسی که عاشقانه به عشقش پشت پا زد

برای بودن من به خود رنگ فنا زد

چه دردیه خدایا نخواستن اما رفتن

برای اون که سایست همیشه رو سر من

کسی که وقت رفتن دوباره عاشقم کرد

من و آباد کرده و خودش ویرون شد از درد

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته

به آتش تن زد و رفت تا من اینجا نسوزم

با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم

هنوز سالار خونست پناه منه دستاش

سرم رو شونه هاشه رو گونمه نفسهاش

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته
وقتشه

وقتشه ، وقتشه رفتن وقتشه

وقتشه ، از تو گذشتن وقتشه

مهلت تولد دوباره نیست

مردن دوباره ی من وقتشه

دیگه دیره واسه گفتن این کلام آخرینه

فرصت ضجه نمونده لحظه های واپسینه

دیگه با عاطفه دشمن واسه دلتنگی رفیقم

توی شط سرخ نفرت بی صداترین غریقم

من عروسک کدوم بازی وحشت

من عروس قحطی کدوم تبارم

که مثل تولد فاجعه سردم

که مثل حادثه آرامش ندارم

سرد و ساده و شکسته آینه ی قدیمیم من

با چراغ و گل غریبه با غبار صمیمی ام من

می مونم زیر هجوم سنگی آوار کینه

واسه بازیچه نبودن آخرین بازی همینه

وقتشه ، وقتشه رفتن وقتشه

وقتشه ، از تو گذشتن وقتشه
نسل من

نسل من چه فصلهایی که ندید

بی سبب چه آه ها که نکشید

نسل تو چه روزهایی که نمرد

سفره اش چه زخمها یی که نخورد

آسیاب اگر به نوبت بگو پس نوبت ما کو

سهم ما قسمت ما کو

حرمت خلوت ما کو


86/03/29 |
گوگوش : شاه ماهي موسيقي ايران بي شك كسي جز گوگوش نيست كسي كه به خاطر سكوت بيست و دو ساله اش مورد توجه همگان بويژه هنرمندان و نويسندگان بوده و علاوه بر نوشتن كتابهايي در مورد او و زندگيش و ساختن فيلم ، بسياري از ترانه هاي او نيز بازسازي شده و توسط خوانندگان زيادي مجددا اجرا شده است مثل ابي ، مارتيك ، هاتف ، نوش آفرين ، شهرزاد سپاهانلو و... حتي « گنايا كوبي » خواننده سوئدي نيز ترانه « صداي پا » را به فارسي اجرا كرده است و شهبال شب پره براي « گروه سيلوت » ترانه اي با نام « پلي به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است . همهء اين توجهات مرهون شناختي است كه در طول سالهاي سكوت ، ديگران نسبت به گوگوش و كارهاي او پيدا كرده اند.

فائقه آتشين ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي اوانتخاب كردند. در سن دو سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش يك برادر تني كوچكتر داشت كه در سن 24 سالگي براثر رماتيسم قلبي درگذشت و سه برادر ناتني ازپدرش و يك برادر و يك خواهر ناتني از مادرش كه بعد از جدايي با يك مردكليمي ازدواج كرده بود دارد. درهمسايگي آنها يك خانواده ارمني زندگي مي كردندكه او را ازكودكي با نام گوگوش صدا مي زدند و با اينكه گوگوش معمولا اسم مرد ارمني است اما اين اسم براي هميشه ماندگار شد و بعدها كه اوكار هنري را شروع كرد همين اسم را روي خودش گذاشت. پدر او صابرآتشين دركار نمايش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا مي كرد در سالهاي كودكي گوگوش همراه پدرش به محل كار او مي رفت وتا سه سالگي همكار پدرش در عمليات آكروباتيك روي صحنه بود و در سه سالگي با شيرين زباني و استعداد زياد نشان دادكه چگونه مي تواندكارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه اي را تقليدكند وكم كم در برنامه هاي پدرش نقش اصلي را پيدا كرد و دو برابر پدرش دستمزد مي گرفت.گوگوش در سن 8 سالگي كارخوانندگي را در برنامه هاي صبح جمعه راديو ايران شروع كرد پس از آن در سنين نوجواني شروع به اجراي برنامه دركاباره هاي بزرگ تهران كرد. اولين كاري كه به طور مستقل اجرا كرد ترانه قصه وفا ساخته پرويزمقصدي بود. دراوخر دهه 50 همراه باگسترش استفاده از تلويزيون و برنامه هاي موسيقي و رقص ، اين دستگاه ارتباطي جديد فضاي جديدي براي هنرنمايي هاي گوگوش بوجود آورد و او از اين طريق توانست به مشهورترين خواننده آن دوران تبديل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبيت او خيلي سريع از مرزهاي ايران فراتر رفت و دركشورهاي فارسي زبان ديگر مثل افغانستان و تاجيكستان محبوبيت زيادي پيدا كرد. براي خيلي از علاقمندان و مردم در اين كشورها گوگوش يكي از برجسته ترين سمبل هاي هنرايراني و هنرمندي بودكه راه را براي شناسايي ديگران بازكرد. در دوران پربار اما كوتاه فعاليت هاي حرفه اي گوگوش درعرصه موسيقي پاپ در ايران او با ترانه سرايان و آهنگسازان متعددي همكاري كرده است كه اكثرآنها شايد بهترين آثارخود را به زبان گوگوش و با كمك خلاقيت و توانايي هاي ويژه او توانستند به آهنگ هاي به يادماندني تبديل كنند. واروژان ، پرويزمقصدي ، جهانبخش پازوكي ، حسن شمائي زاده ، شهريارقنبري و ايرج جنتي عطائي هريك دوره اي كوتاه يا بلند اما بسيار موفق از همكاري با گوگوش را تجربه كرده اند. از يادگارهاي گوگوش براي دختران ايراني شلوار پسرانه و موي كوتاه پسرانه معروف به موي گوگوشي بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شايعات ازايران خارج نشد و حتي يكبار نيزكه براي ديدن فرزندش كامبيزقرباني از ايران خارج شده بود مجددا به ايران بازگشت تا اينكه در سال 1379 بعد از22 سال سكوت ، اولين كنسرت خود را در ترنتوي كانادا به روي صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعري از نصرت فرزانه و آهنگي از خود گوگوش وگيتار بابك اميني به عالم هنر بازگشت.

از ترانه هاي ماندگار گوگوش مي توان به ترانه هاي مخلوق ، پل ، باور كن ، كوير ، پيش كش ، فاصله ، غريب آشنا ، خوابم يا بيدارم و.... اشاره نمود. آمده است


86/03/29 |

1



86/03/29 |


86/03/29 |

بخشی از فیلمشناسی

نام:  گوگوش (فائقه آتشین)

تاریخ تولد: 1328

دختر صابر آتشین (بازیگر)

همسر سابق بهروز وثوقی (بازیگر)

همسر مسعود کیمیایی (کارگردان)

...............................................

- متولد سال 1328 در تهران.

- دارای مدرک تحصیلی متوسطه

- فعالیت هنری با عملیات آکروباسی (1334)

- فعالیت هنری با خوانندگی (1338)

- شروع فعالیت در سینما با بازی در فیلم بیم و امید

- شروع مجدد خوانندگی پس از وقفه ای طولانی در سال 1379 (کانادا)

بیم و امید (گرجی عبادیا - 1339)

گدایان تهران (محمدعلی فردین - 1345)

ستاره هفت آسمون (1347)

سه دیوانه (جلال مقدم - 1347)

پنجره (جلال مقدم - 1349)

احساس داغ (روبیک زادوریان - 1350)

بی تا (هژیر داریوش - 1351)

ممل آمریکایی (شاپور قریب - 1353)

شب غریبان (فرزان دلجو، محمد مجاهد - 1354)

همسفر (مسعود اسداللهی - 1354)

ماه عسل (فریدون گله - 1355)

نازنین (علیرضا داودنژاد - 1355)

در امتداد شب (پرویز صیاد - 1356)

امشب اشکی می ریزد (فقط خواننده - منوچهر مصیری1357)



86/03/29 |

سلام سلام. سلامی به گرمی دستان دو عاشق به همه عزیزای دل خودم. امروز نوشته ی کوتاهی مینویسم که آقا بهمن یکی از داداشیهای همه ی ماها واسه من فرستاده بودن و این افتخار رو نصیب من کردن که این شعر رو توی این وبلاگ قرار بدم. امیدوارم شما هم مثل من از این نوشته لذت ببرید. میبوسمتون.دوستتون دارم

روي تخته سنگي نوشته شده بود :
اگر جواني عاشق شد چه کند؟...
من هم زير آن نوشتم:
بايد صبر کند...

براي بار دوم که از آنجا گذر کردم
زير نوشته ي من کسي نوشته بود:
اگر صبر نداشته باشد چه کند؟...

من هم با بي حوصلگي نوشتم:
بميرد بهتراست...
براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.
انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.
اما.............
زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم



86/03/27 |

ببخشید من قصد توهین به هیچ مقام اجرایی در مملکت اسلامی ایران رو ندارم.

و این عکسها رو هم فقط محظ(محض.محز.مهظ.مهض.مهز)خنده میزارم.

من چاکر آقای احمدی نژاد هم هستم



86/03/27 |

 دوستان عزیزی که لینک منو از تو وبلاگشون پاک کردن جا داره یه تشکر ویژه ازشون داشته

 

باشم!!!!!

 

شاید اونها هم به این نتیجه رسیده باشن که من همون توی تنهاییم بمونم بهتره

 

خیلی به من محبت دارن!!!!!!!!!!!!!!! 

 

شاید با بودن لینک من تو وبلاگشون کلاسشون پایین میومد.

 

 

ديگر هراسي از تنهايي ندارم شايد پايان راه باشد!!

 

همه آرام و بي صدا تنهايم گذاشتند

 

همه رفتند

 

حتي تو

 

چرا؟؟؟؟

 

آخر انصاف را چگونه معني مي كني؟

 

به چه جرمي؟؟؟؟

 

به جرم اينكه دوستت داشتم؟؟؟

 

من كه از تو هيچ نخواستم.

 

ميخواستم باشي من تو را دوست داشته باشم

 

همين.!!!

 

لحظه هاي بي تو بودن اگر چه سخت ميگذرد ولي ميگذرد!!!

 

رفتنت وتنهايي به من مي آ موزد كه زمونه بي وفاست

 

اومدم همينو بگم !!!(تنهاترين عاشق)

 

 

اي دل تنها ديگه چشم انتظاري

 

واي يه لحظه دلم آروم نداري

 

مثه زمستون تو حسرت بهاري

 

باز عشقت خيمه زد رو خونم

 

باز يادت آتيش زد به آشيونم

 

باز بي توبايد تنها بمونم

 

بيا سكوت لبهام

 

هنوزحرمت خونم

 

پرنده ي دل ما

 

هنوز بي آشيونست

 

بيا پر از اميده

 

هنوز اين دل خسته

 

هنوز پلكاي چشمام

 

پاي عشقت نشسته

 

 

توي آسمون دنيا هركسي ستاره داره

 

چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره؟

 

واسه من تنهايي درده درد هيچ كس و نداشتن

 

هرگل پژمردهاي رو تو كوير سينه داشتن

 

ديگه باور كردم اين رو كه با يد تنها بمونم

 

تا دم  لحظه مردن شعر تنهايي مي خونم

 

 

غربت من هر چي كه هست از با تو بو دن بهتره

 

آخر خط زندگيم اين نفساي آخره

 

وقتي دارم با هر نفس از اين زمو نه سير مي شم

 

وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير مي شم

 

اين آخره راه ديگه بايد كه تنها بميرم

 

تنها تو اوج بي كسي تو غربت آروم بميرم

 

بايد برم بايد برم بايد كه بي تو بپرم

 

آخ كه چه سنگين مي گذره اين نفساي آخرم

 

سكوت من نشونه ي رضايتم نيست مي دوني

 

گلايه هامو مي توني از توي چشمام بخوني

 

بگو آخه جرمم چيه كه بايد اينجور بسوزم

 

هيچي نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم

 

دربدره غزل فروش منم كه گيتار ميزنم

 

با هر نگاه به عكست انگارمن خودمو دار مي زنم

 

نفرين به عشق به عاشقي نفرين به قلب سرنوشت

 

به اون نگاه كه عشق تو تو سر نوشت من نوشت

 

نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشقه منو تو

 

به ساده بودنه منو به اون دل سياه تو

كاش ميشد اشك را تهديد كرد ، مدت لبخند را تمديد كرد



86/03/27 |


85/09/11 |

2

ای کاش  
ای کاش خواننده بودم و از تو می خواندم
ای کاش نويسنده بودم و از تو می نوشتم
ای کاش نقاش بودم وتو را نقاشی می کردم
ای کاش راننده بودم وبا تو همسفر جاده ها بودم
ای کاش ستاره بودم و در تو جاي داشتم
ای کاش آهنگ بودم و تو شعرم بودی
 

به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد

به ابر گفتم عشق چيست؟ باريد

به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد

به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد

به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد

به انسان گفتم عشق چيست؟

اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست



85/09/02 |
گفتم تو بگو که من چه باید بکنم ان چیست بگو که من نباید بکنم گفتم بنویس چه ساکتی دیر نشود گفت دیر نگو بگو زمان پیر شده گفتم که شعر من کافی نیست از حق سخن بگو که قصد حرافی نیست گفتم که چکنم تا باعث حق علی الحق نشوم گفت بیدار بمان که حق نا حق نشود

85/09/02 |


85/08/24 |

1

نوشته های عشقي من از غم نيست نظر

های نيومده من کم نيست من واسه خودم

 يه قانون دارم توي قانون من هر کسي که

واسم نظر نزاره آدم نيست

 

 

 



85/08/24 |
 

-

مژده براي هوادارن جواد از جمله خودم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

به نظر مى رسد از همين حالا و با گذشت نزديك به نيمى از مدت قرارداد جواد كاظميان با تيم الشعب امارات، مسؤولان باشگاه عربى به دنبال تمديد قرارداد با ستاره ايرانى خود هستند و دوست دارند مدتى ديگر نيز وى را در تيم شان نگه دارند. جواد كاظميان حدود ۳ ماه پيش براى مدت ۶ ماه با مبلغى حدود ۴۵۰ هزار دلار طى يك انتقال عجيب و ناخواسته راهى الشعب امارات شد و تا اينجاى كار هم با درخشش او و سامره اين تيم در رده سوم ليگ امارات ايستاده است.


اما شنيده مى شود پيشنهاد الشعبى ها به كاظميان با پاسخ منفى مواجه شده و او دوست ندارد در اين تيم به فوتبالش ادامه دهد. در واقع انتقال كاظميان كه خيلى سريع و ناگهانى انجام شد به دنبال برخورد او با آرى هان و لجبازى هاى دو طرف پس از اين جريان به وقوع پيوست و با جدايى مربى هلندى از پرسپوليس مى شد حدس زد مسير بازگشت شماره ۹ به جمع قرمزها هموار شده است.


حتى در اين بين و در آغاز فصل تلاش هايى از سوى انصارى فرد براى بازگشت ستاره خود صورت گرفت اما كار از كار گذشته بود و على رغم ميل باطنى كاظميان به بازگشت، اين امر ميسر نشد.

نظر مثبت دنيزلى روى كاظميان هم مى تواند بازگشت اين بازيكن به جمع ياران سابق خود را قريب الوقوع جلوه دهد. سرمربى تركيه اى پرسپوليس اعتقاد ويژه اى به جواد دارد و بارها در صحبت هايش گفته كه او را براى تقويت تيم اش مى خواهد.


از خصايل و اخلاق كاظميان هم همه خبر دارند و بيشتر فوتبالدوستان مى دانند كه او چقدر دلبسته پرسپوليس است. به نظر مى رسد جدايى جواد از پرسپوليس با توجه به اعتقاد دنيزلى و علاقه او به بازگشت به همان مدت قبلى يعنى ۶ ماه محدود شود و با پايان مهلت قرارداد او بار ديگر كاظميان شماره ۹ قرمزها را بر تن كند.

با وجود پايان قرارداد كاظميان در بهمن ماه هواداران قرمزها مى توانند به اين موضوع دلخوش باشند كه در همين ليگ ششم بار ديگر بازيهاى بهترين گلزن فصل گذشته خود را با لباس پرسپوليس ببينند.

-



85/08/17 |
 

-

تاريخ: سه شنبه ۱۶/۸/۸۵
ساعت: ۳۰:۱۴
ورزشگاه: شهيد سليمى كيا
اتفاق ويژه احتمالى: غرور بازيكنان پرسپوليس احتمال دارد كار دست دنيزلى بدهد!
ستاره احتمالى ميدان: صابر ميرقربانى  (مس)
تماشاچى احتمالى: ۸ هزار نفر
نتيجه فصل قبل: تيم مس كرمان فصل گذشته در ليگ دسته اول حضور داشت بازى اى بين اين ۲ تيم انجام نشد.
داور: مسعود مرادى
كمك ها: اسماعيل صفيرى و محمدرضا ابوالفضلى
مصدوم: داود سيدعباسى (پرسپوليس)، محسن زاهدى، عليرضا سهند رازيان، ياشا خليلى و بابك حاتمى(مس(
غايب: عبدالزهرا، ابراهيم خلدون مس

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از پيروزى در دربى بزرگ تهران حالا پرسپوليس روى ابرها سير مى كند. مسابقه هاى اين تيم در دور رفت با تمام حريفان بالاى جدولى و قدرتمند انجام شده و اكنون حريفان ظاهراً ضعيف تر پايين جدولى پيش روى اين تيم قرار دارند كه در صورت موفقيت احتمالى مقابل آنها رسيدن به صدر جدول رده بندى به هيچ عنوان دور از دسترس قرمزها نخواهد بود ولى قضيه بازى امروز كمى با ديگر حريفان تفاوت دارد.


مس به رغم شروع كج دار و مريز خود در ليگ ششم، پس از باخت سنگين در هفته ششم مقابل صبا باترى ۲ بازى متوالى خود را برده و از روحيه مناسبى برخوردار است. اين درست كه براى تيم هاى تازه وارد ثبات در اولين فصل از هر چيزى مهم تر است و مس با ادامه روند كنونى قطعاً در خطر سقوط نخواهد بود ولى انگيزه هاى متعدد رويارويى با تيم قدرتمند و پرتماشاگرى چون پرسپوليس مى تواند نارنجى هاى كرمانى را از لحاظ روحى در سطحى قرار دهد كه حتى براى حريف سرشناس تهرانى هم دردسرساز شوند. پرسپوليس پس از سال ها دوباره در كرمان به ميدان مى رود و مسلماً شور و شوق تماشاگران اين خطه براى اين مسابقه مى تواند بر حساسيت ها و جذابيت هاى آن بيفزايد.


در ظاهر قضيه باتوجه به اصل «دست به تركيب تيم برنده نمى زنند» پرسپوليس بايد همان مجموعه موفق دربى را حفظ كند ولى به احتمال فراوان دنيزلى با توجه به شرايط ويژه اى كه در پيش رو دارد تغييرات چندى در تركيب تيم خود اعمال خواهد كرد. مهم ترين دغدغه مرد تركيه اى مى تواند بازى روى چمن مصنوعى ورزشگاه سليمى كياى كرمان باشد و دقيقاً به همين خاطر او بعد از شكست دادن استقلال تمرينات تيمش را به روى چمن مصنوعى ورزشگاه درفشى فر انجام داده تا شاگردانش از بابت شرايط جديد زمين بازى مشكلى نداشته باشند. شايد اين وضعيت جديد و ناشناخته باشد ولى در عين حال هموار و يكدست بودن زمين فرصت مناسبى براى بعضى نفرات تكنيكى پرسپوليس فراهم خواهد كرد تا با خيالى راحت از بابت چاله هاى احتمالى و تغيير مسير توپ به سربالا قدرت تكنيكى خود را در خدمت تاكتيك تيم قرار دهند. از طرف ديگر شايد مصدوميت فرزاد آشوبى اگر با نرسيدن او به شرايط مسابقه همراه باشد دنيزلى را وادار كند تا از ابراهيم اسدى يا داود سيدعباسى كه توان بازى زمينى و تكنيكى مناسبى دارند در ميانه ميدان استفاده كند.

 

ولى پرسپوليس در اين مسابقه نبايد از نفرات خلاق تيم حريف غافل شود. سوزا مورا ملقب به نيك آنقدر از تكنيك و سرعت انفجارى بالايى سود مى برد كه غفلت از او روى حركات زمينى شايد تاوان سنگينى براى قرمزها دربرداشته باشد. از طرف ديگر صابر ميرقربانى هم ۳ هفته متوالى است كه براى تيمش گل مى زند. هر چند او مثل معدنچى چند برابر گل هايش در هر مسابقه موقعيت خراب مى كند ولى به هر حال بازيكنى است كه در صورت هماهنگى با آدريانو و سوزامورا مى تواند شهد پيروزى در دربى را به فاصله ۴ روز در كام پرسپوليس تبدل به زهر كند.

اين مسابقه يك مرد ويژه هم دارد. ابراهيم تقى پور پس از يك دوره حضور كوتاه مدت و چند ماهه در پرسپوليس امروز دوباره مقابل تيم سابقش قرار مى گيرد تا يك بار ديگر به قرمزها يادآور شود در مورد از دست دادن او اشتباه كرده اند. تقى پور باتوجه به قدرت بدنى و قد و قواره اش مى تواند هم از راه دور و هم به هنگام ارسال ضربات ايستگاهى خطراتى براى پرسپوليس ايجاد كند اما همين مدافع به همراه رسول ميرطرقى به عنوان ياركوب هاى مس ممكن است كمك حال تيم ميهمان هم باشند چون اين دو مدافع همان قدر كه روى توپ هاى هوايى مسلط و كم اشتباه عمل مى كنند به همان اندازه روى زمين و مقابل نفرات تكنيكى دچار مشكل مى شوند. نادر دست نشان در اولين حضور خانگى مس در ليگ برتر ناسزاوارانه به استقلال در هم ريخته و بى تاكتيك آن هم با يك ضربه پنالتى در هفته دوم باخت. حالا در مقابل ديگر تيم پرطرفدار كشور كه دست بر قضا با پيروزى هفته گذشته اش شاد و با روحيه است چه كار خواهد كرد؟ حداقل شانس دست نشان اين است كه پرسپوليس برخلاف ديگر ميهمانان اهل دفاع و ضد فوتبال نيست. اين بازى مى  تواند عيارسنج مناسبى براى پروين مازنى كرمانى ها باشد.




استيلى:بايد برنده باشيم


ـ بازيكنانمان از لحاظ روحى شرايط فوق العاده اى پيدا كرده اند ما در دربى جمعه خيلى خوب بازى كرديم و حقمان برد بود. همين مسأله باعث شده كه بازيكنان علاوه بر آمادگى بدنى و تاكتيكى از اعتماد به نفس دوچندانى برخوردار شوند و قطعاً اين موضوع در كرمان باعث پيروزى ما مى شود. تمرينات خود را بعد از دربى به طور كامل روى چمن مصنوعى انجام داده ايم تا بازيكنان به شرايط بازى در سليمى كيا عادت كنند. ما پيروز مى شويم چرا كه محكوم به پيروزى هستيم و براى قهرمانى نبايد بعد از اين هيچ امتيازى را به راحتى از دست بدهيم. مس هم تيم خوبى است به خصوص كه در خانه بازى مى كند آنها تيم فيزيكى دارند و با كادر فنى قوى كه در اختيارشان است بسيار روان در كرمان بازى مى كنند.


دست نشان: پرسپوليس هجومى بازى مى كند


اـ با پيروزى مقابل راه آهن شرايط روحى خوبى داريم و مقابل پرسپوليس مطمئن هستم كه بازى شادابى را به نمايش مى گذاريم. تنها نگرانى ما نبود بازيكنان غايب تيم است. البته از يك طرف هم نگران اضافه شدن مصدومان تيم هستيم. اميدواريم عباس محمدى به اين بازى برسد. در مقابل، پرسپوليس شرايط واقعاً خوبى دارد. آنها روند خوبى پيدا كرده اند و با بردى كه در دربى به دست آورده اند انگيزه فوق العاده اى براى برد پيدا كرده اند. حتماً پرسپوليس در كرمان بازى رو به جلويى انجام مى دهد اما ما هم در خانه بازى مى كنيم و مى توانيم پيروز باشيم.

-



85/08/17 |
 

-

برا دیدن اینجا کلیک کنید . . .

-



85/08/17 |
 

104415.jpg

فرزاد آشوبى كه اگر بگوييم يكى از موفق ترين بازيكنان دربى بود، اغراق نكرده ايم در بازى مقابل مس با تغيير وظايفش به اندازه بازى قبل ديده نشد اما او معتقد است دستورات دنيزلى را كاملاً در زمين پياده كرده است. صحبت هاى پس از بازى مس را بخوانيد.

بازى چطور بود؟
< اصلاً خوب نبود. نه فقط ما، فكر مى كنم مس هم خيلى خوب بازى نكرد. كلاً بازى تماشاگرپسندى از آب درنيامد.
شما چرا خوب نبوديد؟

< به
۲
دليل. يكى به خاطر خستگى جسمى و روانى بعد از دربى. آن بازى واقعاً ما را فرسوده كرد. به خاطر فاصله كم تا اين بازى اصلاً استراحت نكرديم و فاصله زيادى با روزهاى خوبمان داشتيم و ديگر اينكه توپ روى زمين كرمان غير طبيعى حركت مى كرد و حالت عادى نداشت البته از نماى دور زمين صاف و مسطح به نظر مى رسد، اما بازى در آن واقعاً سخت است.
پست بازى ات هم عوض شده بود. از خودت راضى هستى؟
< پست خاصى براى من تعريف نشده بود. من وظيفه داشتم سوزامورا را از كار بيندازم كه البته فكر مى كنم از پس او برآمدم. او در اين بازى خيلى ديده نشد، به همين خاطر همه فكر كردند من كنار خط بازى مى كنم.
مصدوميت ات برطرف شده است؟
< از ناحيه دوقلوى پاى چپ گرفتگى شديد داشتم كه با فيزيوتراپى و تمرين سبك كاملاً برطرف شد.
و اما سايپا، واقعاً روى دور برد قرار گرفته اند؟
< فعلاً كه غير قابل مهار به نظر مى رسند اما زود قضاوت نكنيد، قهرمان تيمى جز پرسپوليس نيست.



85/08/17 |
امتحان... 

85/08/15 |
به عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت...

به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت...

به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت...

ولی وقتی به تنهايی گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد.....


 Image hosting by TinyPic



85/08/15 |
در كوچه سار شب درين سراي بي كسي كسي به در نمي زند به دشت ملال ما پرنده پر نمي زند يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نمي كند كسي به كوچه سار شب در سحر نمي زند نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زند گذر گهي ست پر ستم كه اندر او به غير غم يكي صلاي آشنا به رهگذر نمي زند دل خراب من دگر خراب تر نمي شود كه خنجر غمت ازين خراب تر نمي زند چه چشم پاسخ است ازين دريچه هاي بسته ات ؟ برو كه هيچ كس ندا به گوش كر نمي زند نه سايه دارم و نه بر ، بيفكنندم و سزاست اگر نه بر درخت تر كسي تبر نمي زند ( امیدوارم معنی شعر را فهمیده باشید.)

85/08/14 |

123

85/08/10 |

 

 

 دوستان عزیزی که لینک منو از تو وبلاگشون پاک کردن جا داره یه تشکر ویژه ازشون داشته

 

باشم!!!!!

 

شاید اونها هم به این نتیجه رسیده باشن که من همون توی تنهاییم بمونم بهتره

 

خیلی به من محبت دارن!!!!!!!!!!!!!!! 

 

شاید با بودن لینک من تو وبلاگشون کلاسشون پایین میومد.

 

 

ديگر هراسي از تنهايي ندارم شايد پايان راه باشد!!

 

همه آرام و بي صدا تنهايم گذاشتند

 

همه رفتند

 

حتي تو

 

چرا؟؟؟؟

 

آخر انصاف را چگونه معني مي كني؟

 

به چه جرمي؟؟؟؟

 

به جرم اينكه دوستت داشتم؟؟؟

 

من كه از تو هيچ نخواستم.

 

ميخواستم باشي من تو را دوست داشته باشم

 

همين.!!!

 

لحظه هاي بي تو بودن اگر چه سخت ميگذرد ولي ميگذرد!!!

 

رفتنت وتنهايي به من مي آ موزد كه زمونه بي وفاست

 

اومدم همينو بگم !!!(تنهاترين عاشق)

 

 

اي دل تنها ديگه چشم انتظاري

 

واي يه لحظه دلم آروم نداري

 

مثه زمستون تو حسرت بهاري

 

باز عشقت خيمه زد رو خونم

 

باز يادت آتيش زد به آشيونم

 

باز بي توبايد تنها بمونم

 

بيا سكوت لبهام

 

هنوزحرمت خونم

 

پرنده ي دل ما

 

هنوز بي آشيونست

 

بيا پر از اميده

 

هنوز اين دل خسته

 

هنوز پلكاي چشمام

 

پاي عشقت نشسته

 

 

توي آسمون دنيا هركسي ستاره داره

 

چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره؟

 

واسه من تنهايي درده درد هيچ كس و نداشتن

 

هرگل پژمردهاي رو تو كوير سينه داشتن

 

ديگه باور كردم اين رو كه با يد تنها بمونم

 

تا دم  لحظه مردن شعر تنهايي مي خونم

 

 

غربت من هر چي كه هست از با تو بو دن بهتره

 

آخر خط زندگيم اين نفساي آخره

 

وقتي دارم با هر نفس از اين زمو نه سير مي شم

 

وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير مي شم

 

اين آخره راه ديگه بايد كه تنها بميرم

 

تنها تو اوج بي كسي تو غربت آروم بميرم

 

بايد برم بايد برم بايد كه بي تو بپرم

 

آخ كه چه سنگين مي گذره اين نفساي آخرم

 

سكوت من نشونه ي رضايتم نيست مي دوني

 

گلايه هامو مي توني از توي چشمام بخوني

 

بگو آخه جرمم چيه كه بايد اينجور بسوزم

 

هيچي نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم

 

دربدره غزل فروش منم كه گيتار ميزنم

 

با هر نگاه به عكست انگارمن خودمو دار مي زنم

 

نفرين به عشق به عاشقي نفرين به قلب سرنوشت

 

به اون نگاه كه عشق تو تو سر نوشت من نوشت

 

نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشقه منو تو

 

به ساده بودنه منو به اون دل سياه تو

كاش ميشد اشك را تهديد كرد ، مدت لبخند را تمديد كرد

 

 كاش ميشد در ميان لحظه ها ، لحظه ي ديدار را نزديك كرد

 

 

 

 زندگي زيباست ، نه در رويا... بوسه زيباست ، نه براي هوس ... پرنده زيباست ، نه براي قفس ...

 دوست داشتن زيباست ، نه براي لمس كردن ، براي حس كردن ... آري دوست داشتن زيباست ، نه براي

 

لمس كردن كاش واژه حقيقت آنفدر با لبها صميمي بود كه براي گفتنش نيازي به شهامت نبود

 

تولد و مرگ دو امر اجتناب ناپذیرند ؛ پس سعی کنیم فاصله این دو را به بهترین نحو بگذرانیم

 

در اين دنيا سراب محکوم است به پوچي...

 

پرستو محکوم به کوچ کردن... شمع محکوم به اشک ريختن...

 

خارها محکوم به تنهايي... روز محکوم به غروب کردن...

 

شب محکوم به رسيدن... قلب با همه ي پاکي

 

وصداقتش محکوم به دوست داشتن وچه محکوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟

 

 اما اي کاش همه ي اين محکوميتها زيبا را مي پذيرفتند. اي کاش...؟

 

خواهش می کنم اگه زحمتی نیست این شعرو تا آخر بخونید 

 

 

دوره گرد

 

ياد دارم يك هواي سرد سرد

 

مي گذشت ازتوي كوچه دوره گرد

 

دوره گردم كهنه قالي مي خرم

 

دسته دوم جنس عالي مي خرم

 

گر نداري كوزه خالي مي خرم

 

كاسه وظرف و سفالي مي خرم

 

اشك در چشمان بابا حلقه بست

 

عاقبت ناله زدو بغضش شكست

 

اول سال است و نان در سفره نيست

 

اي خدا شكرت ولي اين زندگيست؟؟

 

بوي نان تازه هوش از تن ربود!!!

 

اتفاقا مادرم هم روزه بود!!!

 

چهره اش ديدم كه لك برداشته

 

دست خوش رنگش ترك برداشته

 

سوختم ديدم كه بابا پير بود

 

بد تر از اين خواهرم دلگير بود

 

مشكل ما درد نان تنها نبود

 

حتم دارم كه خدا آنجا نبود!!!

 

ناگهان آواز خوب دوره گرد

 

پرده ي انديشه ام را پاره كرد

 

دوره گردم كهنه قالي مي خرم

 

دسته دوم جنس عالي مي خرم

 

گر نداري كوزه خالي مي خرم

 

كاسه وظرف و سفالي مي خرم

 

خواهرم بيرون دويد بي روسري

 

كه اي آقا سفره خالي مي خري...

 

چقدر سخت است با خاطرات زنده بودن

 

نفس كشيدن نمردن ، زندگي!!!!افسوس،آه،دردو رنج

 

غربت، بي كسي دربدري

 

نه خداي من من تنها نيستم

 

اينها همه يار منندو من بي خبرم!!!

 

اي سكوت خاموش باش با من مگوي!!!

 

ديگر توان ندارم جانم بلب رسيده 

 

بس است ديگر بس است.

 

واما تو، تو كه رفته اي

 

چنان شتابان ميرفتي كه از من دور شده اي

 

هيچ وقت به تو نخواهم رسيد

 

روزهايي كه سراغم ميگرفتي در تنهايي گم شده

 

مي تواني پيدايشان كني؟؟؟

 

هرگز!!!!

 

آسوده باش ،آرام باش،زندگي كن ...

 

من تنها نيستم !!!

 

خدا با من است

 

(تنهاترين عاشق )

 

 دبير زيست شناسي:عشق مرضي است که ميکروب آن از چشم وارد بدن ميشود !!!

 

دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است که در قلب اثر دارد!!!

 

دبير ديني:عشق موهبتي الهي است که خداوند به بندگان خود هديه داده است !!!

 

دبير رياضي:نسبت عشق به بدن مثل خون است به رگ!!!

 

دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي و مجنون پاک و استوار باشد!!!

 

 دبير ورزش: عشق توپ فوتبالي است که به دروازه ي هر قلبي اصابت مي کند!!!

  



85/07/26 |

يه رازي هست ميون ما بين منو تو و خدا

واسه همين وقت سفر ازت نپرسيدم چرا

تو آسمون بي كسيم عشقت مثه ستاره بود

گفتي به من خوب ميدونم اين تنها راه چاره بود

تور سفيد بخت تو عزيزم مي خوام بيبينم رو موي قشنگت

خوشبختي تو آرزوي منه قربون اون دل هميشه تنگت

گذشتن از اون همه عشق براي من ساده نبود

با اينكه پر پر ميزدم بايد مي رفتي دير يا زود

ديگه واسه تموم عمر ميگذرم از خواستن تو

يه چيزي مثه معجزست از اين به بعد ديدن تو

برو برو عزيزه رفته ام جا توبه دنيانمي دم

خيالت آسوده باشه راز تو هيچ جا نميگم

رازتو هيچ جا نم گم....



85/07/25 |